قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

48

ارشاد الزراعه ( فارسى )

سلطان مؤيد كامكار ، خاقان مظفر گردون اقتدار ، آيت رحمت پروردگار ، مظهر كريمهء و ربك يخلق ما يشاء و يختار اختر برج جلالت ، گوهر درج شرف * نصرت الدنيا ، معز الدوله كهف الخافقين آسمان قدرى ، كه چون خور ، حال ذرات جهان * بود از چشم جهان بين عزيزش فرض عين و آنكه از آثار عدل او جهان معمور شد * شمع بزم دودهء تيمور خان سلطان حسين كه ايام حكومت و اختيار شوكت و عظمت آن نامدار ، عاليجاه و سيادت‌پناه ، نقابت منقبت ، فلك رفعت كيوان منزلت بود و حضرت خاقان صاحب‌قران ، بنوعى زمام احكام مهام در قبضهء قدرتش گذاشته بود و عنان اختيار ابناى روزگار بدست اقتدارش بازداده بود كه از فرزندان كامكار ، داراى نامدار و صدور ذوى الاقتدار و وزراى عالىمقدار و اركان دولت و اعيان مملكت هيچ‌يك در مهمات خاقانى و امور سلطانى كه به عهده و اهتمام آن عاليمقام بود مداخل نمىتوانستند نمود . آگه از آداب و رسوم شهان * آگهى آگاه‌تر از آگهان دادرس كشور و دستور شاه * ناظر شاه آمد و منظور شاه راحت شهرى و سپاهى از او * شهر و سپاهى است مباهى از او واقف هر درد نهانى شده * هر تحفش مرهم جانى شده در همه فن عالم مطلق شده * بر همه تن حاكم بر حق شده يافته سر رشته تقديرها * تافته سر پنجه تدبيرها تقويت و تمشيت شرع از اوست * پرورش اريافته اين زرع از اوست زارع اين مزرعهء فاخره * الدنيا مزرعة الاخره ناظر هر ديده پر آبى شده * عامر هر خانه خرابى شده